مؤلف مجهول / قدرى

مقدمه 30

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى )

قصيده‌اى در فتح جرون همراه با ماده تاريخ آن ذكر شده است . در بخش پايانى آمده : غريق رحمت يزدان كسى باد * كه كاتب را به الحمدى كند ياد هر كه خواند دعا طمع دارم * زان كه من بندهء گنه‌كارم شيوه تصحيح از آن جايى كه چاپ ميكروفيلم نسخه با كيفيت مناسب ميسر نگرديد ، از اين‌رو خواندن بسيارى از كلمات و به ويژه لغاتى كه با جوهر قرمز رنگ در متن آمده ، به دشوارى انجام پذيرفت و در بعضى موارد نيز مقدور نگشت ، با وجود اين تمام تلاش خود را مصروف خواندن بخش‌هاى ناخوانا نموديم كه وقت زيادى را به خود اختصاص داد . متأسفانه در نسخهء اصلى توالى و ترتيب صفحات به درستى رعايت نگرديده كه همين امر نيز باعث شد تا زمان زيادى را صرف قرائت مكرر متن و تنظيم مجدد صفحات بر اساس توالى حوادث كنيم ، دليل اين به هم ريختگى ، ناقص بودن نسخهء اصل و عدم مطابقت شمارهء صفحات قيد شده با ترتيب حوادث است . تنظيم مجدد صفحات بر اساس مقابله و مقايسهء رويدادهاى متن با ديگر متون هم عصر انجام پذيرفت . با اين همه ناقص بودن بسيارى از رويدادها هنوز هم در متن به خوبى نمايان است . چنين به نظر مىآيد كه نسخه اصل در مرحله خوشنويسى و كتاب آرايى دچار اغلاط و اشتباهاتى شده و سپس صاحب نسخه نيز در آن تصرفات بسيار كرده است . ده تصوير مينياتور نيز زينت‌بخش صفحات آن مىباشد . ويژگىهاى منظومهء « داستان جرون » منظومهء داستان جرون به نظر بعضى از محققان از لحاظ ادبى ارزش چندانى ندارد . مىتوان نظر محققان مزبور را تا حدى پذيرفت ، چه خواننده به خوبى متوجه مىگردد كه « قدرى » توانائى كافى در سرودن اشعارى بىنقص و محكم را نداشته و حتى در بسيارى از موارد قادر به انتقال مفاهيم ذهنى خود در قالب شعر نبوده است . از اين رو بيشتر به كلى گويى و